ولادیمیر: بیا وقتمون را با حرف بیهوده تلف نکنیم! بیا تا فرصت داریم کاری بکنیم! هر روز که به وجود ما احتیاجی نیست . در واقع حالا هم به وجود ما احتیاجی نیست. دیگرون هم، اگه نه بهتر،حداقل به اندازه ما از عهده این وضع بر می آن. اون فریادهای کمکی هم که هنوز توی گوش هامون زنگ می زنه خطاب به همه بشریته!
بیا قبل از اینکه دیر بشه حداکثر استفاده رو ازش ببریم! بیا یه بار هم که شده برای نسل متعفنی مفید باشیم که سرنوشت بیرحم ما رو به اون چسبونده. ببر، برای کمک به همنوعانش بدون_ هیچ معطلی از جا می پره یا به آرومی توی دل بیشه فرو میره اما مسئله این نیست، مسئله اینه که در این آشفته بازار فقط یه چیزی معلومه. ما منتظریم تا گودو بیاد...
استراگون:همه دیوونه به دنیا می آییم. بعضی ها دیوونه باقی می مونن...

          (( در انتظار گودو_ ساموئل بکت))